NO MORE SORROW
پ.ن: مرسی عزیزم از اینکه در حقمون اینهمه لطف کردی!
چن مین بعد نوشت:
میگم نوشتن ارومم میکنه هااا!!! حالا یه خط باشه، یا صد خط! D:
پ.ن: مرسی عزیزم از اینکه در حقمون اینهمه لطف کردی!
چن مین بعد نوشت:
میگم نوشتن ارومم میکنه هااا!!! حالا یه خط باشه، یا صد خط! D:
همه سراغ سیسی رو از من میگیرن و من موقع جواب دادن یه حسی پیدا میکنم. نمی دونم چرا اصلا نمی تونم غذا رو بجوم یه درد خاصی میگیره سر و شقیقه ام :| عتیقه ام دیگه... کاش الان 2 سال دیگه بود و من حداقل تکلیف خودم رو می دونستم... این روزا خیلی گند و مزخرفه.
پ.ن: دلم برای اون وقتا که من و سیسی و نی نی و داوشی توی یاهو اس تی اس بازی می کردیم تنگ شده
پ.ن1: دوست دارم بخوابم
پ.ن2: حس شاعرانه ندارم اصلا
روز دوازدهم:
واقعا در عجبم که امروز چطوری گذشت! یعنی بدترین روزم بود...لیلا به طرز فجیعی در معرض لو رفتنه دعا پلیـــز منم که دیگه نیازی نیست بعضی چیز ها رو تکرار کنم. اعصابم خورده چرا که امروز باید داداشمو میدیدم. اه لعنت به کلاس های خانوم توکلی که گند زد به برنامم :| داییم هم یه قولی بهم داد که فک کنم اگه یه ذره بزرگ تر بود قولش به جای سوختگی می مرد:|
پ.ن: دلم واسه مستر لاو در حالی ترکیدنه
پ.ن1: داوشی:((
پ.ن3: هی چه فاز سنگینی همه چی سفید سیاه چیزی رنگی نی
روز سیزدهم:
چرا من از سیسی خبر ندارم این همه وقته؟ اه! حس می کنم یه درد سیار دارم از این جا به اون جا سفر میکنه..حوصله حرف دیگه رو ندارم
پ.ن: I've become so numb
پ.ن2: امتحان دارم اونم با توکلی
سلام! امروزم امتحان ندادم هـــــــــه کلا سر جمع من 2 تا امتحان دادم این ماه. چه حس بدی دارم حس اضافی بودن. حس احمق بودن..دوست دارم فقط و فقط سوپرنچرال ببینم! دارم دق می کنم به معنی واقعی کلمه! هههه چه فاز سنگینی... تا چند مین پیش حالم خوب بود ولی ... چقدر وقتی سیسی نیست همه چی دلگیر به نظر میاد.
پ.ن: منــــــــــــــــــــــــــــــــم تنها ترین جزیره خاک خدا!
پ.ن2: گند خورد به برنامه دیدارم با داوشی:|
پ.ن3: میدونی چقدر دلم واسه پیانو زدنت تنگ شده؟
روز هشتم:
مثه موش و گربه بازی شده! من میام اون نیست اون میاد من نیستم... فردا باید برم مدرسه8-| عمق فاجعه رو درک کنید! واقعــــــــا بی حوصله هستم... همه فعلا با من به خاطر اخلاقم سر جنگ گرفتن بابا من همینم هرکی ناراحته مشکل خودشه. دلم واسه سیسی قد پلانگتون شده. باید مواظب خودم باشم زیادی دارم روی بعضی چیز ها حساس می شم.
پ.ن: درس نخوندم و امتحان فردا رو به تهدید مدرسه باس حتما بدم
پ.ن1: I'm tired being what you want me to be
پ.ن2:پای چشمام سیاه شده
روز نهم:
نمی دونم چرا هرچی حساب می کنم خیلی مونده تا سیسی برگرده!8-| اه اعصابم خورده امروز اومدم امتحان رو بپیچونم معاونمون فهمید ضایع شد! مجبور شدم امتحان بدم... روی اهنگ های ال پی بدجوری چت کردم تا حالا با این دید بهشون نگاه نکرده بودم...چه روزای مزخرفی! سرم می درده مثل همیشه
پ.ن: از سیسی یک روز و خورده ای که خبر ندارم:|
پ.ن2: Leave out all the rest
پ.ن3: چه جالبه بعضی وقتا 2 تا پی ام حالت رو عوض می کنه
روز دهم:
خیلی خسته ام کلی راه رفتم و هرچی گشتم کتاب های سیسی رو پیدا نکردم و دوست داشتم وزارت ارشاد رو خفه کنم!8-| دلم برای سیسی خیلی تنگ شده:( اصلا حال و حوصله هیچ کاری نیست... امروز هم سیسی اومده بود من نبودم لعنــــــــــــــــــــــــــــت به این شانس من
پ.ن: کلی با مستر لاو سر کتاب که برات خریدیم بحث کردیم به توافق نظر نمی رسیدیم
پ.ن2: let it go
پ.ن3: هوس یه خواب مشتی کردم